تبليغاتX
الیاتو
 

حمله عبدالرحمان به هزاره جات (فصل خون آلود)

یکی از تراژیدیهای تاریخ هزاره,کشتار بی رحمانه این مردم توسط عبدالرحمان پادشاه وقت افغانستان است که تاثیر مصیبت باری از پریشانی و آوارگی و خانه بدوشی برای این مردم به جا نهاد.

قبل از وارد شدن به متن,برای شناخت این دیکتاتور سفاک,به نوشته سید مهدی فرخ اشاره می شود که تا حدودی این شخصیت قسی القلب را مورد ارزیابی قرار داده است.فرخ در سال 1306 شمسی (در زمان حکومت رضا شاه) نماینده وزارت معارف ایران در افانستان بوده است.

در آذر ماه همان سال نیز پروتکلی راجع به اختلاف سرحدی به طبق فصل ششم عهد نامه تامینه منعقد  می نماید.وی در کتاب تاریخ سیاسی افغانستان می نویسد عبدالرحمان به خاطر دیکتاتوی و استبداد بی اندازه,نسبت به تمام اطرافیان خود مشکوک بود و نسبت به مخالفین در کمال سبعیت رفتار می کرد و یکی از مخالفین را که از طرفداران محمد ایوب خان بوده در قفس آهنین می گزارد و در سر چنار عظیمی    می آویزد که چه وقت ایوب خان خواهد رسید تا این منظره را به چشم خود ببیند.

آن شخص آنقدر در آن قفس آویزان می ماند تا استخوان هایش می پوسد.و همچنین غلام محمد خان طرزی را که از نوادگان سردار رحمدل خان بوده,به این واسطه طرفداری او از امیر شیر علی خان امر نمود بین دو دیوار رار داده دو فوج بر او نعوظ کردند و او را با همان حال و قبل از شستشو با خانواده اش به هندوستان تبعید نمود.

عجیب است که چنین شخصیتی خود را یکی از بزرگان اولیاء می داند.در ربیع الثانی 1306هجری در روزی که عبالرحمان مشغول سان قشون بود,گلوله ای به طرف او خالی شد,ولی به او اصابت نکرد و به غلام بچه ای که پشت سرش ایستاده بود خورده به سختی مجروحش نمود و سربازی که گلوله را انداخته بود,در همان منطقه قطعه قطعه گردید.

                              برای مشاهده ادامه مطالب به صفحه ادامه مطلب مراجعه نمایید



ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط رمضانعلی کمالی در جمعه نهم اسفند 1387 ساعت 7:21 AM موضوع | لينک ثابت


طلوع اسلام و آغازی دیگر

با طلوع و آغاز دیگر هجری که خود آغاز دیگری است,  تاریخ برش خورده و فصل جدیدی در ایران و شرق این سرزمین آغاز می شود.

گویند مسلمانان چند روزی در مدائن درنگ کردند.سپس خبر یافتند که یزد جرد گروه عظیمی گرد آورده و سوی ایشان فرستاده است و آنان در جلو لاء مجتمع شده اند.پس سعد بن ابی و قاص , هاشم بن عتبه ابی وقاص را با دوازده هزار تن جانب ایشان گسیل داشت و آنان عجمان را بدیدند که حصار گرفته و خندق حفر کرده اند.

 عجمان عیال و بارها ی خود را در خانقین نهاده و هم عهد شده بودند که نگریزند و امداد از حلوان و جبال سوی ایشان روان بود.

مسلمانان گفتند, شایسته است پیش از آن که کمک بیشتری ( به ایرانیان ) برسد, کار ایشان را بسازیم و به مصاف عجمان رفتند. حجر بن عدی بر میمنه و عمر بن معدی کرب بر سواران و طلیحه بن خویلد بر پیادگان فرماندهی داشتند.

               

                        برای مشاهده ادامه مطالب به صفحه ادامه مطلب وارد شوید...




ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط رمضانعلی کمالی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 8:53 AM موضوع | لينک ثابت


دیوار چین (بر گرفته از کتاب ( مردم هزاره و خراسان بزرگ)


حادثه ی مهم تاریخی که قبلا  ذکر شد, همان احداث دیوار معروف چین است که در قرن سوم قبل از میلاد  برای حفظ امنیت در حدود شمالی و غربی آن سرزمین به وجود آمد و طوایف بدوی  مغولستان که مخصوصا شامل عشایر هون و قبایل یویه چی یا یوتشی می شدند,از تجاوز دایم به حدود غربی چین باز ماندند.

 

به علاوه طایفه ی هون که شرقی تر بودند و برای خود دولتی هم به وجود آوردند,آنها را به سوی نواحی مرکزی آسیا و حدود سیحون که طوایف سکایی تا آنجا انتشار داشتند, به جانب غرب راندند.  

 

بعدها همین طایفه یوئه چی یا یوتشی است که تا ولایات شرقی ایران, باکتر یا ( بلخ ) و بخشی از هزاره جات کنونی در مرکز افغانستان انتشار می یابد و حکومت کوشانی را تاسیس می کند که بعدا به وسیله هیاطله برچیده می شود.


گفتنی است یکی از طوایف هزاره به نام ساتی از کوشانیان به شمار  می رود.....


                   برای مشاهده ادامه مطالب بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید!


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط رمضانعلی کمالی در دوشنبه هفتم بهمن 1387 ساعت 10:35 PM موضوع | لينک ثابت


چشم اندازهای دور (بر گرفته از کتاب مردم هزاره و خراسان بزرگ)


آسان ترین  یا به بیانی, عامیانه ترین نظریه همان است که می گوید: هزاره از اسلاف چنگیز خان مغول است. روایتی که مورد استفاده اکثر محققان هزاره قرار گرفته است , همان روایت مشهور هیانگ تسانگ  مسافر  چینی  است  که در اوایل قرن دوم هجری  به همراه  یکی  از  پادشاهان افغانستان ( تخارستان ) که در پیرامون کشور خود سفر می کرد تا هم مالیات عقب افتاده را وصول کند و هم قدرت حکومت مرکزی را به قبایل آنجا نشان دهد- از قلمرو هزاره نیز عبور کرده است.


هنگامی که مسافر چینی به اتفاق کاروان شاهی وارد هزاره جات می شود, هوای سرد و خلق ناهنجار ساکنان آنجا را که حتی زبانشان با زبان همسایگان آنان اختلاف  داشت, یاداشت می نماید و حتی از قیافه چینی ماب آنان که امروز مردم این منطقه دارند, تعجب می کند.

 

مور کرافت   Morcraft انگلیسی که نیز مستقیما از لا داخ آمده, همان مردمی را مشاهده کرده که در تبت شرقی دیده است.

 این بود روایت مسافر چینی از افغانستان. اما افغانستان هم خود حکایتی دارد: راجه لاهور برادر زاده خود را با دو هزار سوار و پنج هزار پیاده در نهایت استعداد بر سر افغانان سرکش کسیل کرد. این بار خلج, هزاره غور و مردم کابل که به حلیه اسلام نیز مزین بودند , امداد ایشان را بر ذمه همت خود فرض شمرده چهار هزار نفر به مدد ایشان آمدند و ایشان مستظهر شده و علم به مقاومت افراشتند...


         برای مشاهده ادامه مطالب به قسمت ادامه مطلب مراجعه بفرمایید.        


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط رمضانعلی کمالی در پنجشنبه سوم بهمن 1387 ساعت 11:22 PM موضوع | لينک ثابت


موقعیت جغرافیایی هزارستان( نوشته ی "محمد تقی خاوری")


منطقه هزاره جات در غرب و شمال غرب کابل موقعیت دارد و حدود آن تا شهرهای غزنی  و قلات غلجایی و همچنان نواحی بلخ و اندراب تا هرات را ا حاطه می کند.

 

حدود شرقی هزاره جات. حدود شرقی هزاره جات از تنگه کوه در بیست کیلو متری جنوب مزار شریف در امتداد دریای دره گز به جنوب رفته با جنگل بوینه قره, آق کپروک, تنگه قره کشان, دندان شکن, تا ثرخاب متصل می شود و از تنگه دندان شکن به طرف شرق دور زده به قریه هاجر و قشلاق لورک و دریای غوربند تا قریه دو آب می رسد. هم چنان از جنوب تا تنگه کوه تنبر و قریه زایمونی دوام یافته بعد به طرف غرب از طریق قشلاق جلریک و باشلیانگر و جوقول و گردن دیوارنیا و سیاه خار می رود و بعد به طرف جنوب شرق از قریه نانگی شنیه و تنگه سرخ سنگ, سر خوات, بالقره, یونان, کارنال, شامولتو و قریه الله اکبر, سپس چهار فرسخ تا غرب غزنی( یک فرسخ تقریبا معادل به 5/6 کیلومتر است) و بعد در امتداد سلسله کوه و سرک از شهر غزنی تا شهر قندهار ا دامه می یابد.

 

حدود جنوبی هزاره جات. حدود جنوبی هزاره جات از مناطق مسکونی میدان, مقر ( قلعه آسیاب گیر) و کبام چکه گذشته به طرف شمال در امتداد دریای تاخورب تا شاه مشهد رفته بعد به طرف غرب تا بگرام و پایه کوه از طریق بادام مزار, بند کوتل طاهری, مرغابی, چرمستان, میان جوی, ایلکان, تن مرغ, چکالو, لوکورمه و بندر زرب  محدود می گردد. هم چنان به طرف  قریه  زیارت حاجی  و بعد در امتداد  سلسله  کوهها  تا دریای تکاب خور و بعد از تنگه نزدیک زردبید گذشته به شمال میلان پیدا می کند. 

 

حدود غربی هزاره جات. حدود غربی هزاره جات از بند برمه در نزدیکی قریه سیاه لر گذشته به طرف غرب می رود و از استحکامات قریه های ( تولک, ماگل, پولاریستان, سیاه لک قلعه) می گذرد. از آن به بعد حدود سرحدی از مناطق مسکونی تکمان کوه, دره خان شاهینگ, از بین قشله های جنور, چلچوا و خیر خانه در امتداد ساحل راست دریای مرغاب تا بیست کیلو متری بالا مرغاب و از راه تنگه بندی ترکستان گذشته تا قریه بوکان می رسد.از این منطقه به بعد, حدود شمالی هزاره جات شروع می شود.

 

حدود شمالی هزاره جات. اگر به طرف شرق دور بزنیم, حدود شمالی هزاره جات از مناطق مسکونی قلعه ولی , چهار شینه , قلعه نو و دره توکان, دهن دره و بلچراغ شروع شده, از آن ناحیه به بعد, حدود آن به طرف شمال شرق تا قریه های کاولیان و کوردی رفته و از بیست کیلو متری جنوب شهر سر پل گذشته بعد تا حوالی قریه های خواجه قورم و بالا قورم و تنگه ی کوه می رسد. هزاره ها قسمت عمده ی ساکنان شهر بامیان را تشکیل

می دهند. در طرف شمال بامیان , هزاره ها و تاجیک ها مشترکاً زندگی می کنند. دریای بلخاب بوسیله ازبک ها و هزاره ها مشترکاً مورد استفاده قرار می گیرد و در شمال دریای مذکور , اکثریت مردم هزاره ها هستند.             

         


 

نوشته شده توسط رمضانعلی کمالی در سه شنبه یکم بهمن 1387 ساعت 10:28 PM موضوع | لينک ثابت